تبليغاتX
عشق مانند هـــــوا جاری ست تو نفس هـــــایت را کمــــــــی جانانه بکـــــــــش ●•• დ ஜ فانوس احساس დ ஜ ••●


●•• დ ஜ فانوس احساس დ ஜ ••●

درد و دل
دل نوشته های دیروزم
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
ِِِِِشاعر عاشق

 


شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند. فرشته پري به شاعر داد و

شاعر ،شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفترشعرش گذاشت و

 شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه كرد

 ودهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت :ديگر تمام شد.

 ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود. زيرا شاعري

 كه بوي آسمان را بشنود، زمين برايش كوچك است

و فرشته اي كه مزه عشق را بچشد، آسمان را ديگر نمي خواهد

 

 

 

 

قصه ي من و غم تو قصه ي گل و تگرگه

ترس بي تو زنده بودن ترس لحظه هاي مرگه

اي براي با تو بودن بايد از بودن گذشتن

سربه بيداري گرفته ذهن خواب آلوده ي من

هميشه ميون قابت خالي در هاي بسته

طرح اندام قشنگت پاک و رويايي نشسته

کاش ميشد چشام ببينند طرح اندام تو داره

زنده ميشه جون مي گيره پا تويه اتاق ميزاره

کاش ميشد صداي پاهات بپيچه تو گوش دالون

طرف دالون بگرده سر آفتابگردونامون

کاش ميشد دوباره باغچه پر گلهاي تو باشه

غنچه ي سفيد مريم با نوازش تو باشه

کاش ميشد اما نميشه نميشه بياي دوباره

نميشه دستات تو گلدون گلاي مريم بزاره

کاش ميشد اما نميشه اين مرامه روزگاره

رفتنت هميشگي بود ديگه برگشتي نداره


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: دوشنبه سی ام مهر 1386
|+|
حرفاي آخر
:: مواظب خودتون باشيد ::

< بازم به من سر بزنيد >

راستي به شهر عشق هم سر بزنيد: Http://mina63.Blogfa.Com
ردپاي نگاتو جا گذاشتي دوست خوبم؟

***** *******