تبليغاتX
فانوس احساس


فانوس احساس

درد و دل
آثار بجا مانده از يک عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
الــــــــــهی

الهي درمانده ام از دست خويش و به مدد فيض تو محتاجم

 و ميدانم که با تو بايد گفت و از تو بايد خواست.الهي دلتنگم از

  آنکه در مقدم نسيم هاي نوازشگر ملکوت بي شکوفه نشسته

باشم و در بند و بندگي تن در باغ آسمان را به روي خويش

 بسته باشم . الهي هر که ام هر چه ام اکنون رخساره بر

 خاک نياز نهاده ام و دست نياز به سوي تو نهاده ام. الهي هر

 که ام هر چه ام اگر فريب خورده ي ابليس نفسم اگرآن جان

 آسماني را در محاصره ي هواي نفس فرسودم تو بر من ببخش

ای پرورگار مهربانم

 

 

روي آن شيشه تبدار تو را "ها"کردم

اسم زيباي تو را با نفسم جا کردم

حرف با برف زدم  سوز زمستاني را

با بخار نفسم وصل به گرما کردم

شيشه بد جور دلش ابري و باراني بود

شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم

عرقي سرد به پيشاني آن شيشه نشست

تا به اميد ورود تو دهان وا کردم

در هواي نفسم گم شده بودي اي عشق

با سر انگشت تو را گشتم و پيدا کردم

با سر انگشت کشيدم به دلش عکس تو را

عکس زيباي تو را سير تماشا کردم

و به عشق تو "فرآيند تنفس را"هم

جذب اکسيژن چشمان تو" تماشا کردم

بازبا بازدمي اسم تو بر شيشه نشست

من دمم را به اميد تو مسيحا کردم

پنجره دفترم امروز شد وشيشه غزل

ومن امروز براي شيشه تو را "ها "کردم

آنقدر آه کشيدم که تو اين شعر شدي

جاي هر واژه نفس پشت نفس جا کردم

اينک اي شعر مه آلود خداحافظ تو

ختم اين شعر نفس گير در اين جا کردم

 

 

   


نويسنده: مینا مورخ: سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
|+|
حرفای آخر
:: مواظب خودتون باشید ::

< بازم به من سر بزنید >

راستی به شهر عشق هم سر بزنید: Http://mina63.Blogfa.Com
ردپای نگاتو جا گذاشتی دوست خوبم؟

***

******* ****** عشق مثل هوا جاریست تو نفس هایت را کمی جانانه بکش









*******

******** ***** JavaScript Codes ***** ******