تبليغاتX
عشق مانند هـــــوا جاری ست تو نفس هـــــایت را کمــــــــی جانانه بکـــــــــش ●•• დ ஜ فانوس احساس დ ஜ ••●


●•• დ ஜ فانوس احساس დ ஜ ••●

درد و دل
دل نوشته های دیروزم
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
چه زود دیر می شود

  

خدایا چقدر در عوض ثانیه های پر مهرت دل را در پس کوچه های گناه کشیدم

 و چقدر در عوض مهربانیت نامهربانی کردم خدایا تو همیشه دستانم را گرفتی

 اما من دستانت را رها کردم و دست در دست شیطان وجودی خویش  دادم

 و حکمت و تقرب خداییت را بر بی مهریت نسبت دادم خدایا بر من ولحظه های من

 تبسم وجودی تو همیشه استوار وجاریست حسم را برایت مینویسم

ای که میدانی و میخوانی هر آن چه هست

خداوندا هر آنچه دارم که از آن توست را ، در این ماه بر نگاه مهربانت ارزانی می کنم

ونماز دوستی با تو را در قنوت عشقت زمزمه می کنم بار خدایا امروز هر آنچه در قالب

این کلام می نویسم حس پاکی است که غرور را از خود رانده وبدون هیچ بزرگی در

منصب دنیایی خویش بر، کوچکی خود اعتراف می کند خداوندا در سحرهای دلنواز

رمضانت اشک چقدر بی پروا خود را مهمان میکند وتضرع در درگاهت چه حس

آرامشی را بر من ارزانی میدارد دل در مجیـــــــــر شبها می خواندت 

اجـــــرنا من النار یا مجیــــــــــر

انگار پای زمان کند می شود تا بر نگاهت مهمانم کند و بر ثانیه های

 پر گناه سدی شود

 خداوندا حال احساسم خوب نیست اما حس احساسم خوب است

 چون این الفاظ  بدون هیچ تامل و تدبری کاغذ سفید بی جان را سیاه میکند

 تا از سیاهی دل بیکاهد و بارش اشک امانی برایم نمی گذارد

 در سجده های ذالجلالیت دیگر حضورت را به صراحت در قاب نگاهم میبینم اما چه دیر...


نويسنده: ღღمیناღღ مورخ: یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
|+|
حرفاي آخر
:: مواظب خودتون باشيد ::

< بازم به من سر بزنيد >

راستي به شهر عشق هم سر بزنيد: Http://mina63.Blogfa.Com
ردپاي نگاتو جا گذاشتي دوست خوبم؟

***** *******